آلـیس در سـرزمینِ عجایب !!

شده ام مثل یک آدمِ اشتباهی وسطِ یک دنیای اشتباهی ...


دخـــترِ تـــویِ آیــــنه ...

یه مدت ـه انگاری حالِش خوب نیست!!!

ســرد و ساکته!

از چیزی ناراحت نمیشه!

هیچی اذیتش نمیکنه!

دیگه اون دخــترِ سابق نیست!!!

روحِش مــُـرده و قلبش یخ زده شاید ...

سراغِت نمیاد ... بهونه ـتُ نمی گـــیره!!!

حتی شنیدمـ که دیگه خوابتُ همـ نمیبینه ...

عوض شــده ... صُب تا شب پایِ لپتاپش نمیشیه و تویِ اینترنت، غرقِ خوندن نمیشه!

دیگه اینجا رُ مثِ سابق دوس نداره!!! سمتِ نوشتن نمیره!

الان َمـ به زور دستشُ گرفتمـ نشوندمش اینجا که بنویسه ... که بگه!

اما حرف زدنُ یادش رفته!

زندگیِ عادیشُ میگذرونه و وقتِ حرفِ دل زدن که میشه، قفل میکنه زبونشُ!!!

فهمیدمـ دیگه بغض نمیکنه ... اشک نمیریزه ...

دیدمـ که واسه بهمـ ریختنِ برنامه هاش و نرفتن به عروسیِ بهترین دوستِش، اونی که همیشه آرزویِ دیدنِ عروسیشُ داشت، ناراحت نشد!!!

شــده شبیهِ اون آدمـِ خـــیلی قدیمی!!!

اونی که عاشق نبود ... سرد بود و بی تفاوت ...

نه زندگی رُ می دید و نه چیزی ازش میخواست !

براش مهمـ نبود چی بشه و چی نشه! کی بیاد و کی نیاد!

کی واسه داشتنش تلاش کنه!

واسه هیچی آرزو نمیکرد! حتی نگاهش بی تفاوت بود ...

اما ... هیسسسس ... گوشتُ بیار؟

بینِ خودمون باشه! ... یه لحظه هایِ خیلی کوتاهی توی نگاهِش دیدمـ که دلش برات تنگ شد!

برایِ مثلِ سابق بودن!

اما خیلی زود زیرِ لب گفت نباید دنبالت بیاد، نباید مثِ قبل بخوادت ... همین که هست خوبه!

ازش شنیدمـ که میگه نباید مثِ قبل اونقد براش مهمـ شی که بازمـ بی توجهی ـاتُ ببینه!!!

خودخواه شــده ... دیگه اذیت شدن ـآ و پرپر زدنایِ تو رُ واسه نبودنش نمی بینه!

اینجور که به نظر میاد از حالِش َمـ راضیه!

حالِش بد نیست آآآ ! که دل ـمرده باشه و افسرده! نه! خوبه اتفاقاً

فقط یجوری خوب نیست که فقط من میفهممـ !

که میدونمـ هرچقد َمـ که سرخوش باشه و بی تفاوت

هرچقد َمـ که زندگیشُ عادی و روزمره بگذرونه و باور کنه که هیچی باعثِ شکایت و ناراحتیش نمیشه

بازمـ یه جایی ممکنه حِس کنه که دیگه اونجوری که باید ... از هیچی! لذت نمیبره ...

البته! شایدمـ اینجوری براش بهتره ... که دیگه اذیت نمیشه و دلِش نمیشکنه!

خلاصه که! دخــترکِ این قصه ... دیگه اون دخــترکِ همیشه نیست ...

اینکه از کِی و واسه چی این بلا سرش اومده رُ نمیدونمـ ... یادش نمیاد!!!

اینکه خوب میشه یا نه رُ همـ ، نمیدونمـ ! ... نمیدونه!!!

چقدر بد :( 
:*
نمیدونمـ ! شایدمـ بد نیس، خوبه!!!
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلااااااااااااااااااااااااااااااااام
چطوری ****یی خوبی!!!
دلم برات تنگ شد دختر ^-^ :*
خوبی؟ درسا خوبه! 
من فکر کردم با یه پست پر انرژی روبرو میشم :/
دوباره ناراحتی یعنی! :(
تو دیگه اخه چرا! :/ 
میدونی! هم میتونم بگم کاش حالت اینجور نمیشد..هم میتونم بگم خیلی خوبه ...
چون اینجوری ضربه نمیخوری...ناراحت نمیشی سریع..بهت بر نمیخوره...
از این نظات خوبه...اما بازم کاش اینجوری نمیشدی..هر چند که سخته ادم اینجور باشه و رفتارات روش تاثیر نذاره...اما وقتی اینجور بشه حالش خیلی بهتر میشه اصولا...
حالا نمیدونم واسه تو خوبه یا بد...
امیدوارم خوب باشه..و با این حالت قوی تر بشی..
همیشه برا عشق و موفقیت و شادی ارزو میکنم عزیز دلم ^-^ 

:* :* :*
سلاااامـ خانومـ خانومااااااا ^-^
مرسی عزیزمـ :*
ما که دلمون یه نقطه شده برات :* :*

من خوبمـ ولی درسا نه! بیمارستانن! :))

نه بابا ناراحت نیستمـ 
فقط یکمی حس و حالمـ آ نـُرماله!!!
اگه پر انرژی میخوای فِک کنمـ پست ـایِ قبلیُ بخون!!! حالشون بهتره!

میدونی؟ راستشُ بخوای این حالَت واسه من خوبه ... اما واسه یار نه!
می بینمـ که خیلی داره اذیت میشه! ولی نمیدونمـ چِمـ شده!!

فدات شمـ مرسی :* :* ... آرزویِ منمـ برایِ همه دوستامـ همینه
هعی.

بازم تو خوبه که تونستی دستشو بگیری و مجبورش کنی که همین یه ذره رو هم بنویسه، من همونم نمیتونم. زورم نمیرسه...
عزیزمـ :*

این دخترایِ ما همـ خوب میشن یه روزی ^-^ 
:( آخی
:)
... جانم سلام . . .

خوبی عزیزدلم ؟

چی شده خانومی ؟ چرا اینجوری شدی یه دفعه ؟ من دوس دارم همیشه شاد و سرحال

باشی...درک میکنم گاهی دلمون میگیره ولی سعی کن طولانی نشه خانومی جونم
سلامـ ^-^
ممنونمـ ... خوبمـ

هیچی نشده آخه!!! این دخترک نه ناراحته نه دلش گرفته!!
فقط یکمی حس و حالِش تغییر کرده ... عجیب شده ...

ولی بازمـ مرسی از لطفِ شما ^-^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
دخترکی که "عشـ•*ღ*•ــق" تنهاترین رویایش بود
تاریخچه ی حرف ـهام
Designed By Erfan Powered by Bayan