Saturday 22 Tir 98
با خودم قرار گذاشته بودم یه همیچن روزی بیام و بنویسم: میخوام یه کارِ غیرمنتظره و عجیب انجام بدم ... اگه زنده موندم میام و براتون میگم ^_^
اما متأسفانه فرصت نکردم :(
اما متأسفانه فرصت نکردم :(
شده ام مثل یک آدمِ اشتباهی وسطِ یک دنیای اشتباهی ...
رمز پست های عکس دار چی بود باز😒
سلام دخترررر خوبی؟خوشی ؟ میدونم خیلی بی معرفتم ولی از وقتی یکم میام بلاگ دیگه ندیدم اپ کنی...من نمینویسم اخه تو چرا انقدر کمرنگ شدی اخه...میخواستم با کلی انرژی و حس خوب بیام برات بنویسم وقتی پست گذاشتی این دفعه که خوب به در بسته خوردم..میخواستم هم چیزی نگم چون دوست نداشتم یهو این موقع اعلام حضور کنم ....ولی خوب طاقت نیاوردم گفتم مشخص نیست دفعه بعد کی بنویسی...
امیدوارم بهترین باشه حالت الان که مینویسم برات...و قشنگ ترین ها رو تجربه کرده باشی وقتی نبودی تو این فرصت...همیشه دلت شاد و لبات خندون و زندگیت پر از عشق عزیزم^_____^