آلـیس در سـرزمینِ عجایب !!

شده ام مثل یک آدمِ اشتباهی وسطِ یک دنیای اشتباهی ...


من و روزایی که نبودی ...

بیکار نبودمـ ولی یه دستی به ســـر و رویِ آرشیو و درباره یِ مـــنِ وبلاگمـ کشیدمـ

یکــمـ تویِ گذشته ها دور زدمـ

با اینکه الان حـــسمـ خیلی خوبه و به اون آرزویی که داشتمـ رسیدمـ

و حاضر نیستمـ حتی یک لحظه از بودنِ یــ❤ــار رُ با تنهاییِ اون روزامـ عوض کنمـ

اما دلمـ واسه یه چیزایی تنگ شــده

واسه دوستایِ قدیمیمـ

یاســی ... خـــانومـِ سین ... که دیگه اصلاً اثری و خــبری ازشون نیست

مــهسا ... جـــوزا ... که هستن و دارمشون ... اما خیلی کمرنگ

مهســایِ علیرضا ... که دیگه مثِ اون موقع ـها نیست ...

تنها دل خوشیمـ در حالِ حاضر راسینال ـه که شــده پر رنگ ـترین واسمـ ^-^

و دوستایِ جدیدی که پیدا کردمـ ... موفرفری ... آرزو ...

ناراحتِ نوشته هایی َمـ که از دستمـ رفتن

هرچی به فکرمـ فشار میارمـ تا بلکه یه حدودشونُ به خاطر بیارمـ و باز بنویسمـ

می بینمـ خیلی بیشتر از این حـــرفا بودن ...

رمــزی نوشتنُ قبل از این َمـ دوس نداشتمـ

واسه یه ســری دلایل رفتمـ ســراغِ رمــزِ ثابت

اما الان دارمـ حسرتِ اینُ میخورمـ که اگه رمز و ادامه مطلبی در کار نبود، میتونستمـ همه خاطراتمونُ برگردونمـ ...

نمیدونمـ ... شاید دیگه دورِ رمــزی نوشتنُ خط کشیدمـ

پ ن: دلمـ نوشتن میخواست ... اما حرفِ زیادی واسه گفتن نبود...

منم دلم میخواست رمزی ننویسم ...
فقط از ترس بعضیاست :(
منم همینطوریم عزیزم ، منتظر پست ـآی شمام همش :*
:(

قربونت برمـ ^-^
منمـ که به امیدِ کامنتایِ شما پست میذارمـ
یسری چیزا هست که همیشه  حسرتشو داری..... هی
امیدوارمـ همه به اون چیزایی که از تهِ دلشون میخوان برسن ... تا حسرتی باقی نمونه ^-^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
دخترکی که "عشـ•*ღ*•ــق" تنهاترین رویایش بود
تاریخچه ی حرف ـهام
Designed By Erfan Powered by Bayan